من از دوستان خوبم عذر خواهی می کنم که دیر به دیر آپدیت میکنم.
چند وقتیه که دل ودماغ غزل سرودن ندارم.
اهل این هم نیستم که چرند و پرند بذارم تو وب. بنا بر این کمی دیر میشه.
اشعار هم مال حقیره.پس دنبال اسم شاعر دیگه ای نباشید.
اسم من حسین زحمتکشه. با اسم غریبه پست میگذارم.
ممنون.
یک غزل مهمون من...
انگار غزل آب نباتی شده باشد
وقتی که دوتا لب قر و قاطی شده باشد
لبهای تو با طعم انار است و دو چشمت
شیریست که کم کم شکلاتی شده باشد
این طور نگاهم نکن، انگار ندیدی
شهری پی عشق تو دهاتی شده باشد
من با تو خوشم، با نمد بر سر دوشم
بگذار که عالم کرواتی شده باشد
یک بار به من حق بده لبهای کبودم
در لیقه ی موهات دواتی شده باشد
باید که غزلهای مرا هم نشناسی
وقتی که غزل هم صلواتی شده باشد
|
+| نوشته شده توسط
غریبه در جمعه بیستم شهریور 1388
|