باغ يخ بسته به يك شمع!!! -اگر- گرم شود
دل كه يخ بست، بعيد است دگر گرم شود
بغض چشمم كه به ياد لبش افتاد،شكست...
آبرو رفت كه بازار خبر گرم شود...
شعله زد شمع به پروانه و با اشك دروغ
گفت مي خواستم اين سوخته پر، گرم شود!!!
***
***
***
جاي فرياد زدن دار بلا را بپذير...
چون خدا خواسته با مرگ تو سرگرم شود
|
+| نوشته شده توسط
غریبه در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
|