تبليغاتX
غزلستان - غزل 42
سلام بر همه الا بر انقلاب فروش
 غزل 42
 

غزل سرودم و گفتی که شاعران٬ آری!!!

بگو بگو تو به من هر چه در دلت داری

به خاطر "تو" به سیگار لب زدم٬ گفتی

بدم می آید از این "شاعران سیگاری"!!

نگاه کردمت و گفتم عاشقت هستم

نگاه کردی و گفتی :...دروغ تکراری؟!

چه صادقانه برایت غزل نوشتم و تو

چه بی ملاحظه گفتی: چقدر بی کاری!

ولی دوباره برایت غزل نوشتم من

ولی دوباره برآن وزنهای تکراری...

مفاعلن... فعلاتن... مفاعلن... گریه...

مفاعلن... فعلاتن... مفاعلن... زاری...

 

خسته شدم.

 

|+| نوشته شده توسط غریبه در شنبه شانزدهم خرداد 1388  |
 
 
بالا