تبليغاتX
غزلستان - غزل 35
سلام من به محرم
 غزل 35
 

نمی خواهی مرا؟ باشد نگارم٬ پس خدا حافظ

تو را دست غزلها می سپارم٬ پس خداحافظ

مرا با غم رها کردی٬ برو عیبی ندارد٬ من

تو را با عشق تنها میگذارم پس٬ خداحافظ

زمستان می رود آری! مرا هم می برد با خود

به جایی نا مشخص ای بهارم٬ پس خداحافظ

تو در فالم نبودی٬ من تو را در فالم آوردم

ولی حالا که پی بردی به کارم پس خداحافظ

تو را تا آخرین بیتی که شد گفتم٬ ولی حالا

برای چشم تو حرفی ندارم پس... خداحافظ...

|+| نوشته شده توسط غریبه در جمعه چهاردهم فروردین 1388  |
 
 
بالا