تبليغاتX
غزلستان - غزل 31
سلام من به محرم
 غزل 31
 

میخوانم از چشمی که اشکآلود خواهد شد

از سیل اشکی که به زودی رود خواهد شد

نیمه شب برفی "غم"٬ از آتتش "عشقم"

که پیش پای صبح دم نابود خواهد شد

می خوانم از سیگار بد فرجام "عمری" که

در دست مرد غصه داری دود خواهد شد

می خوانم از این امتحان سخت "تنهایی"

از کودکی که باز هم مردود خواهد شد

می خوانم از یک رد پا٬ یک عاشق دیگر

ردی که در طوفان شن مفقود خواهد شد!

می خوانم از یک شاعر تنها٬ که فریادش

در بند چندین قافیه محدود خواهد شد...

 

 

 

|+| نوشته شده توسط غریبه در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387  |
 
 
بالا