اگر چه دل ز نگاهش به باد دارم من
به چشمهاش هنوز اعتماد دارم من
به مرده شهر غزل کرده اند تبعیدم
به جرم اینکه به عشق اعتقاد دارم من
هزار بار گسستم دوباره پیوستم
چه چاره است؟ به او اعتیاد دارم من
به روی تخته سیاه دلش نوشت ٬ نیا!
هزار حیف دلی بی سواد دارم من
مخواه پرده ز اسرار خویش بردارم
که خاطرات نگفته زیاد دارم من...
|
+| نوشته شده توسط
غریبه در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
|