تبليغاتX
غزلستان - غزل 29
سلام من به محرم
 غزل 29

دوباره فندک و برف و منو پک سیگار

نگاه سرخ منو٬ بی تحرک سیگار

از آن شبی که تو رفتی لبان سردم را

نشانده ام به لب سرخ و نازک سیگار

هنوز «داغ» جدایی به روی دستم هست

همان که سوخت پس از تو با نوک سیگار!

نه چتر دارم و نه یک کلاه پشمی و نه... 

تمام دلخوشیم فندک و پک سیگار

نخواهی آمد و سیگار من تمام شده است!

تو فکر مرد دگر٬ من٬ تدارک سیگار...

 

|+| نوشته شده توسط غریبه در شنبه دوازدهم بهمن 1387  |
 
 
بالا