تبليغاتX
غزلستان - غزل 25
سلام بر همه الا بر انقلاب فروش
 غزل 25
 

کاش بین من و تو خنده تفاهم می شد

کاش لبهای تو یک لحظه تبسم می شد

کاش دریا کمی از درد مرا می فهمید

شب که با موج غمش غرق تلاطم می شد

کاش باران ز سر مهر و محبت می شست

اشکهایی که میان غزلم گم می شد

کاش می شد که در این راه بفهمد آتش

با نگاهش چه تبی قسمت هیزم می شد!

کاش مهتاب خبر داشت که مرداب شبی

سینه اش منزل دلسنگی مردم می شد

کاش این ثانیه ها در پی هم می مردند

تا که لبخند تو همرنگ تداوم می شد

|+| نوشته شده توسط غریبه در شنبه هفتم دی 1387  |
 
 
بالا