تبليغاتX
غزلستان - غزل 19
سلام من به محرم
 غزل 19
 

چند  تا قافيه بايد ز تو لبريز شود؟

تا كه يك قطره ز چشمان تو سر ريز شود

چند دل در پي لبخند تو بر باد رود؟

چند عاشق به سر زلف تو آويز شود؟

قصه ي من و شما قصه ي آن ايرانيست

كه شبي دست خوش حمله ي چنگيز شود

خنده ات با دگران٬ گريه ي تلخت با من

چون بهاري كه غمش قسمت پاييز شود

خنده ي شاديت اين گونه مرا آتش زد

واي از آن روز كه يك لحظه غم انگيز شود

گيرم از آه جگر سوز من آتش ريزد

كي دل سنگ تو با آه شررخيز شود؟

|+| نوشته شده توسط غریبه در شنبه هفتم دی 1387  |
 
 
بالا