تبليغاتX
غزلستان
سلام من به محرم
 غزل 50

اين يك غزل في البداهه است كه چند شب پيش، شب عروسي دوست خوبم مصطفي ي عزيزم سرودم.

خواستم كمي عوضش كنم اما دلم نيومد. پس اگر مشكلي داره ببخشيد.

اميدوارم بعد از خوندنش براي اين زوج جوان و دوستداشتني آرزوي خوشبختي كنيد.

مصطفي جان،

باز هم...

عروسيت مبارك.


***

از اين زمانه و اين قيل و قالها فرياد

از اين فسانه ي شيرين و قصه ي فرهاد

در اين زمانه كه كوه است دست باد چو كاه

در اين زمانه كه بود و نبود رفته به باد

هزار مرتبه شكر خدا به جاي آور

كه غم نداري و سر تا به پاي هستي شاد

رفيق من برو خوش باش و زندگاني كن

كه مهر تو به دل يار مهربان افتاد

تمام حرف دل من همين دو مصراع است

مباد لحظه اي اين بيت را بري از ياد

"شب زفاف كم از صبح پادشاهي نيست

به شرط آنكه پسر را پدر كند داماد"

|+| نوشته شده توسط غریبه در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  |
 نکته قابل توجه
 

دوستان عزیز،

برای دانلود فایل صوتی اشعار با صدای خود شاعر، در قسمت -پیوند ها- بر عبارت

صوتی کلیک کرده، دانلود نمایید.

 

ممنون.

|+| نوشته شده توسط غریبه در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388
 غزل 49
تا به كي خلق خدا را دل مكدر مي كنند؟

واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي كنند

دستشان باز است و دست و بال خلقي بسته اند

تحت نام دين مداري، كار ديگر مي كنند

سير از سور اند و شب را تا سحر در خواب ناز

در همان حالي كه مردم بي غذا سر مي كنند

عده اي را مي فروشند، عده اي را مي خرند

عده اي را هم به جرم فقر كافر مي كنند

لحظه لحظه، بي خدا تر، با ريا تر مي شوند

دامن خود را دمادم با ريا تر ميكنند

با سياست هايشان سر گرم بازي گشته اند

وين همه قلب و دغل در كار داور مي كنند

موج نفرت جاي موج سبز راه انداختند

در كنارش جيبشان را مملو از زر مي كنند

حافظا ديگر گمانم خوب دستت آمده

توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مي كنند...


|+| نوشته شده توسط غریبه در سه شنبه دوازدهم آبان 1388  |
 حافظ
 

يارم چو قدح به دست گيرد

بازار بتان شكست گيرد

هر كس كه بديد چشم او گفت

كو محتسبي كه مست گيرد؟

 

حضرت حافظ

|+| نوشته شده توسط غریبه در دوشنبه چهارم آبان 1388  |
 
 
بالا