تبليغاتX
غزلستان
سلام بر همه الا بر انقلاب فروش
 غزل 46
 

عشقتان مانده در باور ما

گرچه سوزانده بال و پر ما

بعد از آن بوسه ی گرم بر جاست

آتشی زیر خاکستر ما

از لبت چکه کن بر لب من

تا شود لب به لب ساغر ما

یک وجب ده وجب فرق دارد؟

چون گذشته است آب از سر ما...

آنطرف جام لبریز عشقت

این طرف کاسه ی لب پر ما

چند تا جرعه تا وصل باقیست

می رسد جرعه ی آخر ما...

|+| نوشته شده توسط غریبه در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  |
 غزل 45
 

من از دوستان خوبم عذر خواهی می کنم که دیر به دیر آپدیت میکنم.

چند وقتیه که دل ودماغ غزل سرودن ندارم.

اهل این هم نیستم که چرند و پرند بذارم تو وب. بنا بر این کمی دیر میشه.

اشعار هم مال حقیره.پس دنبال اسم شاعر دیگه ای نباشید.

اسم من حسین زحمتکشه. با اسم غریبه پست میگذارم.

ممنون.

یک غزل مهمون من...

 

انگار غزل آب نباتی شده باشد


وقتی که دوتا لب قر و قاطی شده باشد


لبهای تو با طعم انار است و دو چشمت


شیریست که کم کم شکلاتی شده باشد


این طور نگاهم نکن، انگار ندیدی


شهری پی عشق تو دهاتی شده باشد


من با تو خوشم، با نمد بر سر دوشم


بگذار که عالم کرواتی شده باشد


یک بار به من حق بده لبهای کبودم


در لیقه ی موهات دواتی شده باشد


باید که غزلهای مرا هم نشناسی


وقتی که غزل هم صلواتی شده باشد

 

|+| نوشته شده توسط غریبه در جمعه بیستم شهریور 1388  |
 
 
بالا