من این تسلسل و تکرار را نمی خواهم
دروغ وعده ی دیدار را نمی خواهم
من استکان دهان خورده را نمی نوشم
لب دهان زده بسیار را نمی خواهم
برای زهره ی چشمت که "مشتری" کم نیست
من عشق کوچه و بازار را نمی خواهم
من آسمان تو را با تمام زیبایی
که بر سرم شده آوار را نمی خواهم
همیشه وقت غروب از تو شعر می خواند
من این "تو" ی پر تکرار را نمی خواهم
|
+| نوشته شده توسط
غریبه در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388
|